عبد الرزاق اللاهيجي

88

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

حيات . چه تحصيل غذا و لباس و مسكن و آلات زرع و سلاح جنگ به جهت دفع عدو و مانند اين از امور صناعية ، كه موقوف است به صناعت انسان ، و محتاج است به همهء آنها هر فردى از افراد انسان ، مقدور هيچ فردى از افراد انسان به تنهايى نيست بالضرورة . بلكه موقوف است به اجتماع جماعتى از مردم در مكانى كه در آن به هم نزديك توانند بود ، تا هر كدام مشغول شوند به صناعتى . و از مجموع صناعتها آسان شود تحصيل اسباب معاش . و مدينه عبارت است از مكان مذكور . و انسان مدنىّ است يعنى محتاج است به بودن در مدينه ، تا آسان شود معاونت يكديگر . پس چون نوع انسان محتاج است به اجتماع و معاملهء با يكديگر ، و ظاهر است كه اجتماع و معامله مظنّهء وقوع جور و ظلم هرج و مرج است ، كه موجب اختلال امر اجتماع و فساد فائدهء تمدن است ، پس لا بدّ است از وجود عدل ، كه به سبب آن هر كس به حقّ خود كفايت كند . و عدل عبارت است از تسويهء حقوق ، يعنى احقاق حقّ هر كسى بقدرى كه مستحقّ آن باشد ، بىزياده و نقصان . و ظاهر است كه جزئيات حقوق غير محصور است ، و ضبط همهء آنها ، بر وجه جزئى غير مقدور ، پس لا بد است در تحقّق عدل ، از وضع قوانين و قواعد كليّه كه از آن قانون‌ها و قاعده‌هاى كليّه ، استنباط جزئيات عدل در حقوق جزئيه توان كرد . و آن قوانين موقوف است به واضعى و قراردهنده‌اى . و آن واضع لا محاله بايد شخصى باشد كه همه كس اطاعت او ، و عمل به قرار دادهء او كنند و هيچ‌كس را ياراى تخلّف نباشد . پس لا بدّ است كه آن شخص صاحب سياست و قدرت بر جزا دادن و زجر كردن باشد تا همه مردم طوعا و كرها ، انقياد وى كنند . و اوامر و نواهى وى در مردم نافذ و جارى شود . و ظاهر است كه اين منزلتى است به غايت عظيم ، كه هر كس را هواى آن در سر افتد ، و هيچ‌كس بذل آن به ديگرى نتواند كرد . پس لا بدّ است كه صاحب آن منزلت ، مخصوص و مؤيّد باشد به آيات و معجزات از جانب خداى تعالى ، تا ديگرى را با وى در آن منزلت ، منازعت و مخاصمت و دعوى همسرى و هم چشمى نرسد . و مراد از نبىّ نيست مگر چنان شخصى . و مراد از نبوّت نيست